فیلمی که می خواست آژانس شیشه ای باشد

به گزارش وبلاگ راوه بلاگ، تهران (پانا) - برنامه این هفته نقد سینما با آنالیز فیلم دیدن این فیلم جرم است به بحث درباره آن و مقایسه با آژانس شیشه ای پرداخت.

فیلمی که می خواست آژانس شیشه ای باشد

به گزارش روابط عمومی برنامه تلویزیونی نقد سینما، سی ویکمین قسمت از فصل جدید برنامه نقد سینما آدینه شب اول اسفندماه روی آنتن شبکه پنج رفت. در این قسمت از برنامه ضمن نقد و آنالیز فیلم سینمایی دیدن این فیلم جرم است، معضل قاچاق در سینمای ایران به بحث گذاشته شد.

در بخش نخست برنامه امیررضا مافی میزبان حسین لامعی کارشناس و آرش خوشخو منتقد سینما بود تا درباره فیلم سینمایی دیدن این فیلم جرم است به تبادل نظر بپردازند.

حسین لامعی در ابتدای این بحث گفت: وقتی واکنش های مثبت و منفی به فیلم دیدن این فیلم جرم است را مرور می کردم، متوجه شدم که بیشتر این مطالب نقد خود فیلم نبود. یعنی درباره فیلمنامه ، شخصیت پردازی و فضاسازی نبود. باید بپذیریم که این فیلم، یک فیلم خاص است. فیلمی که مضمون و محتوایش، بر مباحث ساختاری اش غالب است. برای همین در روبرو با فیلم معمولاً ساختار آن را کنار می گذارند، مانند اتفاقی که در جشنواره سال جاری برای مصلحت شاهدش بودیم. کمتر پیش می آید که درباره این فیلم ها تبادل نظری سینمایی شکل بگیرد.

وی با اشاره به بعضی خط کشی ها و مرزبندی میان فیلمسازان در رسانه های اصلاح طلب و یا اصولگرا شرح داد: بر اساس این مرزبندی در رسانه ها گویی ما یک دسته از فیلمسازان داریم که شامل عباس کیارستمی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی می گردد و در مقابل دسته دیگری داریم که فیلم سازانی چون ابراهیم حاتمی کیا، مجید مجیدی، احمدرضا درویش و فیلمسازان دیگری از این طیف قرار می گیرند. معمولاً هم در فضای رسانه ای بین این ها شکافی می گذاریم! اما واقعیت این است که از دریچه سینما این خط کشی ها به کل بهم می ریزد!

لامعی در ادامه شرحات خود گفت: از منظر اصول فیلمسازی، سینمای ابراهیم حاتمی کیا بیش از آنکه شبیه مجید مجیدی و رضا میرکریمی باشد، به سینمای مسعود کیمیایی شبیه است. یا سینمای مجیدی و میرکریمی، بیش از آنکه به سینمای احمدرضا درویش نزدیک باشد، به سینمای عباس کیارستمی نزدیک است. حتی با خود این فیلمسازان هم صحبت کنید، متوجه این سلایق مشترک می شوید.

وی اضافه کرد: وقتی این خط کشی در فضای رسانه شکل می گیرد، فیلمسازان و روزنامه نگاران جدید هم احساس می نمایند باید وارد این مرزبندی ها شوند. مثلاً می گویند دیدن این فیلم جرم است متعلق به این طیف است و براساس آن شروع به نقد می نمایند! همین سال جاری هم شاهد بودیم که معیناً بحث های درگرفته درباره فیلم های تازه نرگس آبیار و محمدحسین مهدویان بر همین مبنا بود که شما که فیلمساز این طرف خط بودید، چرا این بار آن طرف خطی فیلم ساخته اید! در حالی که این خط کشی ها از اساس و از هر منظری مضحک است.

این کارشناس سینما ادامه داد: فیلم دیدن این فیلم جرم است هم خیلی زود براساس همین مرزبندی ها تعریف شد، برچسب خورد. نگذاشتند فیلم نفس بکشد و در این فضا فیلمساز هم معذب می گردد.

وی بااشاره به نقدی از پالین کیل بر سینمای جان فورد ادامه داد: این قبیل مرزبندی ها در سینمای جهان هم وجود دارد اما واقعیت این است که باید هر فیلمی را فارغ از هر مرزبندی، اثری درباره گروهی از آدم ها بدانیم. آن وقت همه این مرزبندی ها از بین می رود و فیلمی مانند دیدن این فیلم جرم است را هم می توان نقد و آنالیز درست کرد، نه اینکه همان ابتدا بگوییم چرا حوزه هنری باید حق داشته باشد چنین فیلمی بسازد!

آرش خوشخو هم در ابتدای مباحث خود ضمن استقبال از برطرف توقیف دیدن این فیلم جرم است و اکران آن در سینماها گفت: واقعاً توقیف این فیلم چه معنایی داشت و امروز اکرانش چه خطری دارد؟ نکته دیگر اینکه شخصاً از فیلم هایی که روی شکاف های اجتماعی فوکوس می نمایند، خوشم نمی آید. پسند شخصی ام در سینما، روزنامه نگاری، تئاتر و حتی عرصه سیاست این است که از تعمیق شکاف ها استقبال نمی کنم. نکته آخر هم اینکه داستان این فیلم ساختگی است. شاید بگویید همه داستان ها ساختگی هستند اما وقتی یک داستان را می خواهیم به جامعه تعمیم دهیم ماجرا فرق می نماید. این مشکل را فروشنده اصغر فرهادی هم داشت. اینکه یک داستان بسیار بعیدی را می خواهد تعمیم اجتماعی و سیاسی دهد. دیدن این فیلم جرم است هم همین کار را می نماید. داستان فیلم بسیار بعید است و کارگردان می خواهد آن را تعمیم اجتماعی دهد. این یک نقطه ضعف برای یک فیلم است و حکم همان مهندسی معکوس را پیدا می نماید.

لامعی در بخش دیگر صحبت هایش با استقبال از ساخت فیلم سیاسی گفت: نه فقط فیلم سیاسی شبیه این فیلم، بلکه فیلم سیاسی ای که شبیه دیدن این فیلم جرم است فکر نمی نماید هم باید بتواند ساخته و اکران گردد. کمااینکه عصبانی نیستم هم اکران شد. هر فیلمی در شرایط فعلی قطعاً دیده می گردد، پس چه بهتر که اجازه دهیم اکران گردد.

این کارشناس سینما در ادامه به لزوم ساخت فیلم سیاسی اشاره نمود که امیررضا مافی از لزوم تفکیک میان فیلم سیاسی و فیلم سیاست زده گفت. خوشخو در این بحث به فیلم شیشلیک ساخته محمد حسین مهدویان اشاره نمود.

لامعی اما تأکید کرد: فارغ از اینکه شیشلیک یا دیدن این فیلم جرم است را دوست داشته باشیم یا نه، باید استقبال کنیم از اینکه فیلمساز ما بتواند حرف سیاسی هم بزند. متأسفانه در وزارت ارشاد فعلی و دولت فعلی، این مسئله کمی پیچیده تر و سخت تر شده است و حتی فیلم های اجتماعی هم دچار مشکل می شوند. دولت به زعم خودش علاقه ندارد که سینما بخواهد برایش بحران درست کند.

وی در ادامه درباره دیدن این فیلم جرم است گفت: به نظرم این فیلم بیش از آنکه سینمایی باشد، تلویزیونی است. شخصیت پردازی های فیلم هم تلویزیونی است. فیلم جاه طلبی نیست. انتخاب بازیگر نقش اصلی هم باعث شده شمایل قهرمانی که در فیلم انتظارش را داریم شکل نگیرد. فیلم خیلی دوست دارد آژانس شیشه ای گردد، اما نمی گردد. با همه این ها فیلم مغز درستی دارد به این معنا که آنچه را می گوید به آن باور دارد و تا پایان هم پای آن می ایستد.

خوشخو هم در این بخش گفت: فیلم واقعاً خوب ساخته شده است و کارگردانی درستی دارد. تمام صحنه زدوخورد ابتدای فیلم که دوربین در ماشین می ماند و ما به وسیله سایه ها متوجه ماجرا می شویم خیلی خوب اجرا شده است. اما من هم معتقدم ترکیب بازیگران جوابگوی این فیلم نیست.

وی با انتقاد از فضای مهندسی شده داستان و شخصیت های فیلم اضافه کرد: این فیلم یک فیلم متوسط سینمایی است که حرفی که می زند از بضاعتش فراتر است. فیلم باید بازیگران بهتری می داشت، داستان و کارگردانی بهتری هم باید می داشت.

مافی در این بخش به مقایسه دیدن این فیلم جرم است یا آژانس شیشه ای و فاصله این دو فیلم اشاره نمود که لامعی گفت: داستان آژانس شیشه ای بسیار روان تر بود و اینگونه هم نبود که هر طیفی در داستان آن نماینده ای داشته باشد. دیدن این فیلم جرم است می خواهد از هر طیف نماینده ای داشته باشد تا حرفش را بزند.

وی اضافه کرد: آنچه در این فیلم برایم مهم بود، این بود که فیلمساز از حرفی که می زند، خجالت نمی کشد. حرفی که می زند او را معذب نمی نماید. نمی خواهد با موسیقی و اسلوموشن، به زور، قهرمان بسازد. فیلم تکلیفش با خودش معین است و این مهمترین امتیاز آن است.

لامعی با اشاره به مضمون فیلم تأکید کرد: بعید می دانم چه اصلاح طلب و چه اصولگرا با مضمون این فیلم بر روی کاغذ مسئله ای داشته باشند، مشکل از جایی شروع می گردد که بعضی می گویند این حرف را چرا حوزه هنری در فیلمش زده است. عده ای دیگر به دنبال این می گردند که چه کسی یک سال فیلم را توقیف کرد. این بحث ها است که منجر به موضع گیری له یا علیه فیلم می گردد.

امیررضا مافی هم در ادامه گفت: به نظرم دیدن این فیلم جرم است فیلم قابل قبولی است که مردم آن را می بینند و با آن ارتباط برقرار می نمایند. قصه گو است و کوشش دارد حرف نویی را هم مطرح کند. امیدوارم هیچگاه مباحث سیاسی موجب گرفتاری یک فیلم و تعطیلی سینما نگردد.

پرونده ویژه؛ قاچاق در سینمای ایران

در بخش پرونده ویژه امیررضا مافی با موضوع قاچاق در سینمای ایران میزبان محمد احمدی تهیه نماینده و دبیر کارگروه مبارزه با سرقت فیلم های سینمایی بود.

احمدی در ابتدای این بخش درباره کارگروه مبارزه با سرقت فیلم های سینمایی گفت: متأسفانه در سینمای جهان هم معضل قاچاق وجود دارد و همین که ما اینجا فیلم های روز جهان را بلافاصله پس از اکران و با زیرنویس فارسی در اختیار داریم، نشان می دهد که معضل همه جا وجود دارد. ما اما تمام انرژی خود را گذاشته ایم که این سرقت را در ایران به حداقل برسانیم.

وی اضافه کرد: تعامل با دادستانی کشور اجرا شده تا به محض اطلاع از عرضه غیرقانونی یک فیلم بر روی یک سایت، پیش از درخواست مستندات، به سایت مذکور تذکر داده می گردد و اگر فایل از خروجی حذف نگردد، بلافاصله سایت مسدود و فیلتر می گردد. البته به شرطی که سرور سایت در ایران باشد. سایت هایی که سروری در خارج از کشور داشته باشند، متأسفانه هنوز نمی توانیم رسماً با آن ها مقابله کنیم. درباره کانال های تلگرام و صفحات اینستاگرامی هم مذاکراتی اجرا شده و با آن ها مقابله خواهد شد.

احمدی درباره امکان برخورد با کانال های تلگرامی که سرور خارجی دارد هم گفت: با مدیریت تلگرام مذاکراتی داشته ایم و تا امروز بعضی کانال ها هم مسدود شده اند اما مشکل اینجاست که مثل قارچ کانال ها جدید متولد می گردد. این برخورد آنقدر باید ادامه داشته باشد که فعالان این حوزه را خسته کند.

وی درباره برخورد با مبادی لو رفتن نسخه های غیرقانونی فیلم ها هم شرح داد: فیلم هایی که واترمارک دارند و مبدأ لو رفتن آنها معین است که به راحتی قابل برخورد است. در این زمینه قانون هم داریم و می توان خسارت هم گرفت. اما تهدید اصلی جاهایی است که هیچ دسترسی به آن ها نداریم و منشأ لورفتن فیلم ها معین نیست.

این تهیه نماینده سینما تأکید کرد: قدم اصلی مطلع کردن مردم و فرهنگسازی است. باید به همه خبر داد که دیدن این نسخه ها در اصل سرقت و دزدی آشکار است. خیلی ها واقعاً همین نکته را نمی دانند.

احمدی در پاسخ به سوال مافی درباره رویکرد دوگانه نسبت به مصرف نسخه رایگان فیلم ها و سریال های خارجی و تأثیر این رفتار بر عدم فرهنگسازی مناسب در مصرف محصولات داخلی هم گفت: مسئله این است که قوانینی در کشور ما باید وضع گردد، به خصوص در حوزه حق نشر که موانع و اختلاف سلایق بسیاری در راستا آن وجود دارد. تا این قوانین به مرحله اجرا نرسد، نمی توانیم از مردم انتظاری داشته باشیم. حتی اینکه مردم را به این سمت سوق دهیم که همین فیلم ها و سریال های خارجی را از پلتفرم های رسمی تماشا نمایند، همین یک گام در راستا فرهنگ سازی است. درست است که پلتفرم هم می تواند در این زمینه خطا کند و بدون رعایت حق نشر فیلمی را عرضه کند، اما اگر مسئولان ارشاد اجازه این رفتار غیرقانونی را به پلتفرم ها ندهند، این فرآیند یک قدم رو به جلو خواهد بود.

احمدی در بخش دیگر ضمن تأکید مجدد بر لزوم فرهنگسازی گفت: جریمه هایی که برای تخلف دانلود غیرقانونی در نظر گرفته شده بود، تا به امروز بسیار ناچیز بوده است. امروز این هزینه را بالاتر برده ایم. این یکی از راهکارهای ما برای برخورد با این تخلف است. از سوی دیگر با شرکتی در آمریکا که بنیان گذاران و هیأت مدیره اش ایرانی هستند، وارد مذاکره شده ایم که حق نشر فیلم های ایرانی آنجا ثبت گردد و همزمان با اکران فیلم ها در ایران، فیلم ها را در کشورها دیگر که صاحب قانون حق نشر هستند، اکران نمایند و آن زمان اگر فیلم از ماهواره یا سایت پخش گردد، امکان سو کردن و جریمه متخلفان وجود خواهد داشت.

این تهیه نماینده سینما در پایان از مردم درخواست کرد فیلم های سینمای ایران را به صورت قانونی تماشا نمایند و از تهیه نمایندگان دعوت کرد برای پیوستن به حق نشر در عرضه جهانی پیش از اکران فیلم های شان اقدام نمایند.

میز خبر؛ پایان تراکم فیلم ها در صف اکران 1400

علیرضا مرادی در بخش میز خبر نقد سینما میزبان ایزد مهرآفرین روزنامه نگار سینمایی بود تا درباره تراکم فیلم های مانده در صف اکران سینماها صحبت نمایند.

مهرآفرین در ابتدا ضمن اشاره به ماندن بیش از 250 فیلم در صف اکران سینماها گفت: این چالش و مسئله اساسی امروز سینمای ایران است.

وی اضافه کرد: ظرفیت اکران در سینمای ایران تناسبی با آمار فیلم های مانده در صف اکران ندارد و به همین دلیل چاره ای جز استفاده از ظرفیت اکران آنلاین نداریم. این می تواند یک نقطه عطف برای سینمای ایران باشد. اینکه سینمادار درباره اکران فیلم ها می تواند تصمیم بگیرد. بخش عمده ای از این 250 فیلم اساساً نیازی به ورود به چرخه اکران ندارند. نزدیک به 80 درصد این آثار اساساً به درد اکران بر پرده نمی خورند، این ها باید در پلتفرم ها و بسترهای دیگر عرضه شوند. در تمام جهان هم همین طور است.

مهرآفرین درباره ترکیب احتمالی فیلم های اکران نوروز 1400 هم گفت: اسامی زیادی مطرح شده است. دینامیت، چپ، راست و درخت گردو سه فیلم مهمی هستند که تا امروز اسم شان مطرح شده اما هنوز هیچ چیز در این زمینه قطعی نیست. آنچه مهم و حیاتی است این است که اکران نوروز و اکران سینماها باید به سمت فیلم های باکیفیت برود. نباید مردم را با فیلم های ضدمخاطب آزمایش کنیم.

وی تأکید کرد: اگر مسئله کرونا حل گردد، شک نکنید سینما باردیگر جان می گیرد چراکه مردم سینما را دوست دارند. سینمای ایران هم برخلاف خیلی از فضاسازی ها سینمایی بسیار باکیفیت است.

مهرآفرین درباره شیوه نامه اکران در سال 1400 هم تأکید کرد شیوه نامه مصوب سال گذشته در شرایط فعلی امکان اجرا ندارد و باید ببینیم تصمیم گیری های مدیران در آینده چگونه خواهد بود.

آموزش فیلم سازی با بهروز افخمی؛ از جامپ کات تا انتخاب لنز

در بخش پایانی برنامه شب گذشته نقد سینما بهروز افخمی در ادامه مباحث خود در حوزه آشنایی با اصطلاحات تخصصی فیلم سازی نکاتی را درباره خط فرضی و به تعبیر خودش نقطه فرضی عنوان نمود.

وی در ادامه به سابقه استفاده از جامپ کات در تدوین از دهه 50 سینمای جهان اشاره نمود و در این زمینه به کاربرد جامپ کات در یکی از سکانس های فیلم عروس به کارگردانی خود پرداخت.

افخمی تأکید کرد: مونتورهای قدیمی سینما حتی در قبل از جنگ جهانی هم از جامپ کات استفاده می کردند اما طوری کار می کردند که تا حد امکان مخاطب متوجهش نگردد، امروز اما طوری از جامپ کات استفاده می گردد که اتفاقاً تماشاگر متوجه آن گردد. این از توانایی های سینما است که البته بعضی فیلمسازان از آن استفاده نمی نمایند و تأکید دارند همه چیز را در تایم واقعی به نمایش درآورند.

وی در ادامه به بخش هایی از سینمای عباس کیارستمی و عدم استفاده از جامپ کات در کارگردانی این فیلمساز اشاره نمود.

افخمی در ادامه به طرح خاطراتی از تجربه کاری خود پرداخت تا تأکید کند در فیلمسازی نیازی نیست در بند اصطلاحات تخصصی بمانیم.پ

آشنایی با ویژگی ها و کاربردهای بعضی لنزها برای تصویربرداری در فیلم های مختلف برای ایجاد دید طبیعی برای مخاطب، بخش بعدی مباحث میز آموزش فیلمسازی بهروز افخمی در نقد سینما بود.

برنامه نقد سینما به تهیه نمایندگی یوسف بچاری آدینه شب ها ساعت 22 از شبکه پنج سیما پخش می گردد.

منبع: خبرگزاری پانا

به "فیلمی که می خواست آژانس شیشه ای باشد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "فیلمی که می خواست آژانس شیشه ای باشد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید